
نه زور دستم بر تو مي رسد ، نه زبانم دل ه بد گفتن داردxa0 نه طاقت ديدن ه اينهمه عهد شكني در من هست ، نه توان ه از تو گذشتن در من است نه انقدر بي غيرتم كه دست دراز شده ات را با دروغ بپوشاني و تاب بياورم نه انقدر احمق كه تمام وعده هايت را دانه دانه بشكني و نفهممxa0 نه انقدر بيچاره كه انهمه دشنام بشنوم و باز نفسم بالا و پايين بيايد نه انقدر دوستت دارم كه بتوانم از تو بگذرم.... xa0 حالا بفهم ، بايد بميرم...
ادامه مطلب