پر از زندگی کردن های در لحظه ، حساب و کتاب نکردن ، دستت را رو نگه داشتن
موقع دروغ تمام صورتت رنگ عوض کردن
دنیای " او" پر است از حساب و کتاب و چرتکه ، دودو تا های عاشقی ، پنهان کاری های صدلایه ، کارآگاه بازی های دردناک و بی دلیل ، فکر کردن و قضاوت و مشت را بسته نگاه داشتن....
دنیای من پر است از بخشیدن خود ، بخشیدن دیگران ، دوست داشتن خودم با اینهمه ضعف
عاشــــــــــــــــــــــق ِ او بودن با آنهمه ایراد!
من بهتر می شوم او هم بهتر میشود، عشق هم معجزه می کند ، اراده هم که واویلا...
دنیای من پر است از دست ِ هم را گرفتن و بلند شدن ، خوب دیدن و باور کردن و بد را به باد سپردن...
دنیای او پر است از کینه ، پر است از نبخشیدن خودش ، نبخشیدن دیگران
دوست نداشتن خودش برای ضعف هایش ، دوست نداشتن دیگران برای ضعف هایشان
پر است از چماق های آماده ، سرکوب های مداوم بر خودش و دیگران
ایراد های مکرر توی ذهن ، کینه ، خشم ، دشمنی....
پشت پا زدن به عشق ، وقت تلو تلو خوردنش
دنیایش توی یک جمله خلاصه میشود : " هیچ کس و هیچ چیز بهتر نمی شود ، پس تلاش نمی کنم"
با اینهمه دنیای بی ربط به هم ، ما عاشق هم بودیم ، هم نفس هم بودیم
یار ِ جان ِ هم بودیم
این "یار" برایم هزار تکه شد دیشب؛ از عرش به فرش آمد....
ولی باز هم بی او نمی شود
بی همگان به سر شود ، بی تو به سر نمی شود...
این وصف حال این روزهاست ، و حالا می دانم که با او هم دیگر به سر نمی شود.
زندگی کردن بدون ِ او ممکن نیست ، باورش برای هر که سخت باشد ، خودش خوب می داند ، که او هم نفسش بی من بالا نمی رود ، پایین نمی آید...
فقط خودش می فهمد " نمی توانم بدون ِ تو نفس بکشم ، نمی توانم با تو در این لجنزار بمانم" یعنی چه...
می توانم زودتر از 3 آذر هم کار را تمام کنم ...می دانم که خوب می توانم.
اما قول داده که با هم بمیریم...
حالا که نتوانست با هم بمانیم ، لااقل با هم بمیریم...
هیچ در هیچ بپرس که جوابت آنجاست...ما را در سایت هیچ در هیچ بپرس که جوابت آنجاست دنبال میکنید
برچسب: ای یار ای یگانه ترین یار,ای یار ای یگانه ترین یار آن, مگر چند ساله بود,چه مهربان بودی ای یار , ای یگانه ترین یار,آه ای یار ای یگانه ترین یار,
نویسنده:
بازدید: 50